احمد مجد الاسلام كرمانى
246
سفرنامه كلات ( فارسى )
هندوستان را ميكشيد رقيب عالم ، عاقل او دولت انگليس با كمال بيدارى و هوشيارى سدى آهنين در جلو خيالات آنها ميساخت ، چنان كه عبور روس را از طرف مصر به كلى ممنوع داشت كليه بغازداردانل را بامضاى تمام دول بدست عثمانى سپرد و كانال سويس ( سوئز ) را متصرف شد و براى جلوگيرى او از طرف شرق اقصى دولت قويشوكت ژاپن را برگماشت . دولت روس هر جا تفحص كرد بىصاحبتر از ايران مملكتى نديد لهذا اينطور نقشه كشيد كه از خاك ايران به طرف هندوستان بتازد و در خاك ايران هم عبور عساكر روس آسان است و هم آذوقه براى آنها ممكن مىشود و حمله روس بر هندوستان از خاك ايران از دو طرف ممكن است ، يكى از طرف خراسان و اراضى افغانستان كه از خشكى بر هندوستان حمله نمايد « از همان راهى كه نادر شاه رفت و فاتح برگشت ، و ديگرى از خليج فارس كه از دريا بتازد و تمام توجه و هم دولت روس انجام همين مرام است و پيشقدمى كردن او در خاك ايران و حملات پىدرپى او به اين مملكت مبنى بر همين مقصود بود و اما دولت انگليس براى جلوگيرى از سرعت سير رقيب خود خيلى ميل داشت كه دولت ايران كسب قدرت و اهميت بنمايد تا بتواند مانع از عبور روس شود ولى كارگذاران ايران نتوانستند از اين نعمت خداداد انتفاعى حاصل نمايند و اگر يكنفر وزير عالم در آن عصر داشتيم به خوبى ممكن بود كه دولت ايران در حمايت دولت انگليس از تعرض روسها محفوظ بماند و اعلى درجه حشمت و قدرت را هم حاصل نمايد و از پول تقديمى دولت انگليس صد هزار قشون منظم در تحت سلاح بياورد اما چون بدبختانه وزير عالم نداشتيم آنچه ممكن بود براى ما فايده و نفع ابدى داشته باشد موجب خسران دائمى ما شد و همان اسبابى را كه طبيعت براى بقاء استقلال ايران آفريده بود موجب اختلال بلكه انقراض و اضمحلال او شد چنان كه يك مرتبه ديگر همچنين نعمتى براى ايران پيدا شد اما از جهالت آن نعمت بزرگ را هم كفران نمودند و آن در موقعى بود كه